سيد جلال مصطفوى كاشانى
71
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
اين مطلب نيز در كتابهاى طب قديم ديده مىشود ؛ چنانكه در كتاب كامل الصناعه ، ضمن شرح هشت عامل براى ايجاد سرما در بدن ، ذكر مىكند كه اولين عامل سرماى محيط است كه مدت آن طولانى شود : ملاقاة البدن الاشياء التي تبرد بالفعل كالذي يعرض من يلقي بدنه الثلج و الهواء البارد اذا طال لقاؤه لهما حتى تجمد الحرارة الغريزية لانه متي لم يبطل مكثه اسخن بما يحقن من الحرارة الغريزية الي داخل البدن و اذا طال مكثه و لقاوه لذلك غارت الحرارة الغريزيه الي داخل عمق البدن و جمدت . ملاقات بدن با چيزهايى كه بالفعل سرد مىكند ، مانند مجاورت بدن با برف و هواى سرد ، مشروط بر اينكه اين ملاقات طولانى شود ، كه در اين صورت حرارت غريزى از بين مىرود . ولى اگر مجاورت با سرما به طول نينجامد ، به علت نفوذ حرارت غريزى به داخل بدن ايجاد گرما مىنمايد . در صورت طول مكث ، چنانكه گفتيم حرارت غريزى را در اعماق بدن غارت كرده « 1 » نابود مىسازد . خلاصه ، همانطور كه امروزه يكى از شرايط اندازهگيرى متابوليسم پايه اين است كه درجه حرارت اتاق آزمايش بايد در نقطه خنثاى حرارتى باشد و بهعبارتديگر ، هواى آن نه گرم باشد و نه سرد ، در زمانهاى قديم نيز يكى از شرايط تشخيص مزاجهاى گرم و سرد به وسيلهء حس لامسه اين بوده است كه آزمايشكننده ( كه در كتب طب قديم به لفظ لامس نوشته است ) و كسى كه مورد آزمايش قرار مىگيرد ( ملموس ) هر دو در منطقه معتدل و هواى معتدل باشند ؛ در غير اين صورت ، ادراك گرمى و سردى را از روى حس لامسه نمىتوان معتبر دانست . عين عبارت كتاب خلاصة الحكمه در صفحه 194 دراينباره چنين است : سزاوار آن است كه اعتبار ننمايند حال ملمس را در هر وقت و زمان و در هر بلد كه اتفاق افتد نسبت به حال معتدل كه در بلد معتدل الهوا باشد بلكه صحيح و معتبر است حال ملموس در بلد معتدل و هواى معتدل كه قياس نمايند به حال معتدلى كه نيز در بلد معتدل و هواى معتدل باشد .
--> ( 1 ) . [ غارت الحرارة الغريزيه به اين مفهوم است كه حرارت غريزى به ژرفاى بدن مىرود ( غور مىكند ) ] .